تبليغاتX
بی تو هرگز


بی تو هرگز

 

روزهای کودکی...در این شبهای جوانی عجیب دلتنگتان هستم...

روزهای بدون تکرار و لحظه های ماندگار !

بهترین خاطرات دفترزندگیم با حضور شما رقم خورد.

چه زود سپری شدید...شاید جوانی هم به بیوفایی شما باشد.

نمیدانم...شاید

نوشته شده در دوشنبه 13 مهر1388ساعت توسط آیدا| |

خیلی ساده شروع میشه با یه سلام

با یه نگاه یا یه لبخند ادامه پیدا میکنه...خیلی ساده...

بدون اینکه بفهمی...بدون اینکه حس کنی بیشتر میشه...عادت میشه...

 یه موقع به خودت میای که...

تازه میفهمی دلتو دادی.اگه حرفی زدی یا نگاهی کردی یا دستی رو گرفتی

همه کار دلت بوده...

ثانیه ها و دقیقه ها میگذرن...ساده میگذرن... روزها و شبا سپری میشه...

ساده سپری میشه...

می بینی؟؟ زندگی در حال عبوره و عمرتو به دنبال اون...

همه چیز روال طبیعی خودشو سپری میکنه...

اون که رفته دیگه رفته.حالا توموندی وکلی خاطره...

بازهم تکرار قصه تلخ همیشگی" یکی بود,یکی نبود..."

نوشته شده در شنبه 4 مهر1388ساعت توسط آیدا| |

 

واما عشق...

دوستی میگفت:عشق قرارداد مضحکیه که بین دواحمق شکل میگیره...

به عشاق عزیز برنخوره .بالاخره نظرات متفاوتی از انسانهای مختلف درمورد

 این موضوع وجود داره.

(در کنار نظر دوستم )ماری آمپر میگه:ازدواج مقدس ترین قراردادهاست.

(البته هر عشقی به ازدواج ختم نمیشه)

 برتراند راسل گفته:

ترس ازعشق ترس از زندگی است.آنان که ازعشق میترسند مردگانی بیش نیستند.

احتمالا این شخصیت ازعشقش خیلی راضی بوده که این نتیجه عجیب رو گرفته.

اصل مطلب رواز جناب بناپارت نقل میکنم که گفته:

ازدواج برای همیشه به عشق پایان داده است.

وانیشتین میگه:تنها یک سقوط است که جاذبه زمین مسئول آن نیست و آن

فروافتادن درجاذبه عشق است.

من چون دوست داشتن رواز عشق برتر وارزشمندتر میدونم لذا نظرخاصی

 درباره عشق ندارم فقط میشه گفت عشق زمینی واقعی مربوط به افسانه هاست.

قهرمانان قصه هایی چون:فرهاد وشیرین...ویس ورامین...لیلی ومجنون که البته

 اونجور که شنیدیم وصالی بینشون نبود جزاینکه عاشق مردن که اینم زیباست...

درپایان باید اعتراف کرد که تنها عشقی که موندگاره ومحبوبت با همه خوبیها و

بدیهات نازتو میخره عشق الهیه که مقدس ترین عشق محسوب میشه.پس

 خدایا!ما رادر راه رسیدن به خودت عاشق تر کن.

راستی نظر شما در مورد عشق چیه؟خوشحال میشم نظراتتونو بدونم.

 

نوشته شده در جمعه 6 شهریور1388ساعت توسط آیدا| |

 

من ازتو دل نمیبرم اگرچه ازتودلخورم

                        اگرچه گفته ای تورا به خاطرات بسپرم

هنوزهم خیال کن کنار تو نشسته ام

                        منی که درجوانیم به خاطرت شکسته ام

نوشته شده در پنجشنبه 5 شهریور1388ساعت توسط آیدا| |

 

چه زیبا گفتم دوستت دارم

 چه صادقانه پذیرفتی

 چه فریبنده آغوشم برایت باز شد

 چه ابلهانه با تو خوش بودم

 چه کودکانه همه چیزم شدی

 چه ناجوانمردانه ترکم کردی

 چه حقیرانه واژه غریبانه خداحافظی به میان آمد

 چه بیرحمانه من سوختم

نوشته شده در پنجشنبه 22 مرداد1388ساعت توسط آیدا| |


Design By : Night Skin